مورس تاپر دقیقا چیست؟

Dec 21, 2023

دانش


مورس تاپر دقیقا چیست؟

کشف رمز و راز مورس تاپر: کاوشی جذاب در دنیای اتصالات ایمپلنت دندانی.


21 دسامبر 2023

What Exactly Is Morse Taper

دنیای جذاب مورس تاپر را کشف کنید، یک مفهوم مهندسی منحصر به فرد که نقشی حیاتی در ایمپلنت های دندانی ایفا می کند. اسرار اهمیت مورس تاپر در مراقبت های بهداشتی دهان و دندان و اینکه چگونه ارتباط بین ایمپلنت ها و اباتمنت ها را متحول می کند را کشف کنید. در سفری به ما بپیوندید تا فناوری پیشرفته ای را که آینده ایمپلنتولوژی دندان را شکل می دهد، کشف کنیم!

 

ایمپلنت های دندانی نقش مهمی در ترمیم عیوب و ضایعات دندانی دارند که به طور گسترده در دندانپزشکی بالینی پذیرفته شده است. همانطور که فناوری ایمپلنت رایج تر می شود، ارتباط بین ایمپلنت و اباتمنت به دلیل تأثیر طولانی مدت آن بر موفقیت ایمپلنت، توجه متخصصان و محققان را به خود جلب می کند. اتصالات ایمپلنت-اباتمنت به دو دسته اتصال خارجی و اتصال داخلی تقسیم می شوند. اتصال خارجی شامل صفحه بالایی ایمپلنت است که 1-2 میلی متر به سمت بیرون بیرون زده و با قسمت مقعر مربوطه در صفحه پایین اباتمنت وصل می شود. از سوی دیگر، اتصال داخلی دارای ویژگی هایی است که صفحه بالایی ایمپلنت به سمت داخل فرو رفته و با قسمت بیرون زده صفحه پایینی اباتمنت به بیرون متصل می شود. اتصالات خارجی شامل اتصالات شش ضلعی، هشت ضلعی و چرخ دنده است، در حالی که اتصالات داخلی شامل اتصالات شش ضلعی، هشت ضلعی، چرخ دنده و مخروطی است که اتصال مخروطی مورس، که به عنوان مخروط مورس نیز شناخته می شود، توجه قابل توجهی را در ایمپلنتولوژی دندان مدرن به خود جلب کرده است.

 

1. ساختار اتصال مورس:

ساختار مخروطی مورس، که توسط مهندس آمریکایی استفان آ. مورس در سال 1864 اختراع شد، از یک مخروط (که به آن مخروطی نر گفته می شود) تشکیل شده است که در یک مخروط توخالی منطبق دیگر (که به آن مخروطی ماده گفته می شود)، که هر دو زوایای مخروطی یکسانی دارند، متصل می شود. در اتصالات ایمپلنت-اباتمنت با استفاده از مخروط مورس، اتصالات داخلی از طریق دو ساختار مخروطی شکل تشکیل می‌شوند که مخروطی نر روی سطح اتصال اباتمنت و مخروطی ماده روی سطح اتصال ایمپلنت قرار دارد. این ساختارهای مخروطی، با بخش‌های اتصال موازی، ویژگی‌های خود قفل‌شوندگی را نشان می‌دهند و نیروهای اصطکاکی قابل‌توجهی را برای کمک به تثبیت ایجاد می‌کنند. سیستم‌های ایمپلنت رایج با ساختار مورس شامل Bicon® (1.5 درجه)، Ankylos® (5.7 درجه)، ITI® (6 درجه ~ 8 درجه) و Astra Tech® (11 درجه)، با Bicon® و Ankylos® به خوبی نشان می‌دهند. کاشت اتصال مورس تاپر خالص شناخته شده است.

 

ایمپلنت‌های Bicon® (Bicon، ایالات متحده آمریکا) دارای مخروطی 1.5 درجه هستند که برای پایداری بدون کمک پیچ صرفاً بر ساختار مورس تاپر تکیه می‌کنند و به طور گسترده در محیط‌های بالینی، به ویژه برای ایمپلنت‌های کوتاه استفاده می‌شوند. در طول روش های کاشت بالینی، اباتمنت های ایمپلنت Bicon® با ضربه زدن، کاملاً به نیروهای اصطکاک در سطح اتصال برای تثبیت تکیه می کنند و نگرانی در مورد شل شدن یا شکستن پیچ را از بین می برند. با این حال، اباتمنت های Bicon® فاقد نشانگرهای موقعیت یابی برای نشستن هستند. در عمل بالینی، می توان از روش موازی اشعه ایکس برای گرفتن اشعه ایکس پری آپیکال ایمپلنت استفاده کرد تا با ارزیابی وجود سایه های با چگالی کم بین اباتمنت و ایمپلنت، محل مناسب اباتمنت ایمپلنت اتصال مورس تاپر تعیین شود.

 

سیستم‌های Ankylos® (Dentsply Sirona، آلمان) دارای مخروطی 5.7 درجه هستند که ساختار مخروطی مورس را با تثبیت پیچ ترکیب می‌کند. در عمل بالینی، از آچار گشتاور برای سفت کردن پیچ مرکزی استفاده می‌شود و اباتمنت را روی ایمپلنت محکم می‌کند و در نتیجه نرخ ماندگاری طولانی‌مدت بالاتری دارد.

 

2. ویژگی های اتصال مورس تاپر:

(1) پایداری بالا:

پایداری ایمپلنت‌های دندانی عاملی حیاتی است که بر میزان ماندگاری طولانی‌مدت آن‌ها تأثیر می‌گذارد. در بسیاری از موارد، اتصال و تثبیت ایمپلنت ها و اباتمنت ها شامل استفاده از پیچ مرکزی است. گشتاور اعمال شده به این پیچ مرکزی، پیش بارگذاری روی رابط ایمپلنت-اباتمنت را تعیین می کند. این پیش بارگذاری، در ارتباط با مقاومت ساختار سطح اتصال ایمپلنت-اباتمنت، به طور کلی بر پایداری ایمپلنت دندانی تأثیر می گذارد. بنابراین، گشتاور نقش حیاتی در حفظ سفتی رابط ایمپلنت-اباتمنت دارد. گشتاور مناسب می تواند شل شدن پیچ و باز شدن حاشیه را کاهش دهد. نیروهای خارجی بیش از حد بر روی ایمپلنت که از پیش بارگذاری و نیروهای اصطکاکی در سطح اتصال فراتر می رود، می تواند منجر به از دست دادن گشتاور شود و در نتیجه باعث شل شدن پیچ و یا حتی شکستگی آن شود که بر پایداری ایمپلنت تأثیر می گذارد. اتصال مخروطی مورس، با سطوح منطبق مخروطی خود که یک اثر قفل خودکار ایجاد می کند، پایداری بالایی را فراهم می کند.

 

مانگانو و همکاران یک مطالعه تکمیلی بر روی 178 ایمپلنت اتصال مورس در 49 بیمار در یک دوره 10 تا 20 ساله انجام داد. نتایج نشان داد که نرخ بقای (10 سال و بالاتر) 97.2٪، نزدیک به نرخ بقای سالانه گزارش شده برای ایمپلنت ها (96.7٪) است. مطالعات فیتوسا و همکاران. با مقایسه ایمپلنت‌های اتصال مورس مخروطی، شش‌ضلعی خارجی و شش‌ضلعی داخلی تحت گشتاور درج یکسان نشان داد که ایمپلنت‌های اتصال مورس تاپر گشتاور حذف اولیه به‌طور قابل‌توجهی بالاتر و از دست دادن گشتاور کمتری پس از آزمایش خستگی در مقایسه با ایمپلنت‌های اتصال شش ضلعی خارجی و شش ضلعی داخلی نشان می‌دهند. بنابراین، ایمپلنت های اتصال مورس تاپر پایداری بهتری نسبت به ایمپلنت های اتصال شش ضلعی نشان دادند.

 

(2) تناسب عالی:

شکاف های میکرو در رابط اتصال ایمپلنت-اباتمنت می تواند مهر و موم را به خطر بیندازد و به عنوان نقاط آسیب پذیر برای تهاجم میکروبی عمل کند. تجمع میکروبی می تواند منجر به تخریب استخوان حاشیه ای، تحت تاثیر قرار دادن استئواینتگراسیون و ایجاد عوارض جدی مانند پری ایمپلنتیت شود که به طور بالقوه منجر به شکست ایمپلنت می شود. مطالعات نشان داده اند که صرف نظر از نوع اتصال، ایمپلنت های دندانی دو تکه درجاتی از آلودگی باکتریایی را در سطح اتصال ایمپلنت-اباتمنت نشان می دهند. با این حال، طراحی های مختلف رابط های اتصال ایمپلنت-اباتمنت می تواند بر تناسب آنها تأثیر بگذارد. ایمپلنت های اتصال مورس تاپر از نظر تناسب در اتصال ایمپلنت-اباتمنت مزیت آشکاری را نشان می دهند.

تحقیقات Jaworski و Tripodi تایید کرد که ایمپلنت های اتصال مورس تناسب بهتری در اتصال ایمپلنت-اباتمنت در مقایسه با ایمپلنت های اتصال شش ضلعی خارجی و شش ضلعی داخلی نشان می دهند. مطالعات انجام شده توسط do Nascimento، غوطه‌ور کردن ایمپلنت‌های انواع اتصالات مختلف در بزاق برای آزمایش‌های چرخه فشار، نشان داد که ایمپلنت‌های اتصال مورس تاپر کمترین میکروارگانیسم‌ها را در رابط اتصال در مقایسه با ایمپلنت‌های اتصال شش گوش خارجی و شش ضلعی داخلی دارند.

 

(3) حداقل تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت:

حجم استخوان اطراف ایمپلنت، از جمله ارتفاع و ضخامت استخوان، به طور قابل توجهی بر ماندگاری طولانی مدت و نتایج زیبایی ایمپلنت های دندانی تأثیر می گذارد. پس از کاشت، تحلیل استخوان در اطراف ایمپلنت رایج است و تحلیل بیش از حد می تواند منجر به تشکیل پاکت های عمیق اطراف ایمپلنت، شل شدن ایمپلنت یا حتی شکست ایمپلنت شود. ونگ و همکاران تغییرات حجم استخوان در 3 ماه اول پس از کاشت بین ایمپلنت های اتصال شش ضلعی خارجی و مورس را در یک مدل حیوانی مقایسه کرد و دریافت که ایمپلنت های اتصال مورس تاپر به طور قابل توجهی تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت کمتری را نسبت به ایمپلنت های اتصال شش ضلعی خارجی نشان می دهند. کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده بالینی توسط پسوا و همکاران. تایید کرد که ایمپلنت‌های اتصال مورس تاپر یک سال پس از کاشت در مقایسه با ایمپلنت‌های اتصال شش ضلعی خارجی به طور قابل‌توجهی تحلیل استخوان کمتری داشتند که با نتایج فوق‌الذکر مطابقت دارد.

 

حجم استخوان اطراف ایمپلنت نیز بر نتیجه زیبایی شناختی ترمیم ها تأثیر می گذارد. مانگانو و همکاران یک مطالعه گذشته نگر بر روی کاشت فوری و تاخیری در ناحیه قدامی فک بالا با استفاده از ایمپلنت های اتصال مورس انجام داد. آنها به این نتیجه رسیدند که ایمپلنت های اتصال مورس تاپر، چه برای کاشت فوری یا تاخیری استفاده شوند، سطوح تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت قابل قبولی را نشان می دهند و شرایط بافت نرم خوبی را نشان می دهند که در نتیجه نتایج زیبایی شناختی مطلوبی به همراه دارد. با این حال، شایان ذکر است که در حالی که ایمپلنت‌های اتصال مورس تاپر ممکن است در مقایسه با سایر ایمپلنت‌های اتصال داخلی، تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت کمتری داشته باشند، تفاوت قابل‌توجهی در پارامترهای اطراف ایمپلنت، تغییرات بافت نرم یا ارتفاع پاپیلای لثه در اطراف ایمپلنت نهایی وجود ندارد. مرمت علاوه بر این، تعداد کمی از متون گزارش می دهند که نوع اتصال در رابط ایمپلنت-اباتمنت هیچ تاثیری بر تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت ندارد. بنابراین، اثرات ترمیم زیبایی ایمپلنت های اتصال مورس تاپر هنوز به طولانی مدت نیاز داردآزمایشات کنترل شده بالینی برای اعتبار سنجی

 

3. پیشرفت در کاربرد ایمپلنت های اتصال مخروطی مورس:

همانطور که قبلا ذکر شد، تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت صرف نظر از نوع اتصال ایمپلنت یک چالش ذاتی است. به حداقل رساندن یا جلوگیری از تحلیل استخوان در اطراف ایمپلنت پس از کاشت، یک شاخص حیاتی برای اطمینان از حفظ طولانی مدت ایمپلنت است. هر دو روش اتصال مورس تاپر و سوئیچینگ پلت فرم در کاهش تحلیل استخوان موثر در نظر گرفته می شوند. در نتیجه، مقالات اخیر ترکیبی از اتصال مورس تاپر و تعویض پلت فرم برای به حداقل رساندن تحلیل استخوان در اطراف ایمپلنت ها را گزارش می دهند. سوئیچینگ پلت فرم شامل استفاده از اباتمنت با قطر کمتر از قطر ایمپلنت، قرار دادن لبه اباتمنت در داخل لبه سکوی بالایی ایمپلنت به جای تراز کردن آن با لبه پلت فرم است. مطالعات نشان داده‌اند که استفاده از تعویض پلت فرم در طول ترمیم ایمپلنت می‌تواند تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت را کاهش داده و تشکیل کاف بافت نرم اطراف ایمپلنت را تقویت کند، از نفوذ باکتری‌ها جلوگیری کرده و نتایج ترمیم طولانی‌مدت را افزایش دهد. سیستم های ایمپلنت، مانند سیستم Ankylos®، که اتصال مورس تاپر را با سوئیچینگ پلت فرم یکپارچه می کند، اکنون در بازار موجود است.

 

رومانوس و همکاران یک سال پیگیری {{0}} روی 634 ایمپلنت اتصال مورس تاپر طراحی شده با تعویض پلت فرم انجام داد و به میزان قابل توجه بقای ایمپلنت 98.74% دست یافت. طبق یک بررسی خارجی، تحلیل استخوان گردن در عرض 1.5 میلی متر در سال اول پس از کاشت، طبیعی تلقی می شود. مطالعات نشان داده‌اند که ایمپلنت‌های اتصال مورس تاپر همراه با تعویض پلت فرم، سطوح تحلیل استخوانی مطلوبی را در سال اول نشان می‌دهند ({9}}.26-0.56 میلی‌متر). رومانوس و همکاران شرایط استخوان اطراف ایمپلنت را دو سال پس از کاشت بین ایمپلنت‌های اتصال مورس با تعویض پلت فرم و ایمپلنت‌های بدون آن مقایسه کرد و تحلیل استخوان به میزان قابل‌توجهی کمتر شد.< 2 mm) in the Morse Taper connection implant group. These studies suggest that the combination of Morse Taper connection and platform switching has a positive effect on reducing bone resorption around implants. Regarding stress distribution, Liu et al. conducted finite element analysis on Morse Taper connection implants (Ankylos) using platform switching. The study found that stress concentrated mainly at the abutment neck and the connection between the abutment and implant for the implant itself. Around the implant, stress was distributed mainly in the cortical bone, and compared to non-Morse Taper connection implants (Anthogyr) with platform matching, Morse Taper connection implants with platform switching exhibited a more uniform stress distribution with lower stress in the peri-implant bone. However, the maximum von Mises stress values were higher in the abutment neck and the portion where the abutment was inserted into the implant. Regarding aesthetic restoration outcomes, Vinnakota et al. reported on four cases using platform switching with Morse Taper connection implants, indicating ideal aesthetic outcomes for all cases after one year, highlighting the effectiveness of Morse Taper connection and platform switching. Currently, there is a lack of long-term studies on the retention rate and long-term aesthetic outcomes of implants combining these two approaches.

 

اتصال مورس تاپر در دسته اتصالات داخلی قرار می گیرد و دارای مزایای ذاتی نسبت به اتصالات خارجی است، مانند مقاومت در برابر نیروهای جانبی و پایداری دورانی. خرابی‌های مرتبط با خستگی اغلب در محل‌های اباتمنت و فیکس شدن پیچ رخ می‌دهند که امکان تعویض اباتمنت یا پیچ مرکزی را پس از شکستگی فراهم می‌کند. ایمپلنت های اتصال مورس تاپر نیز فاصله لثه ای بیشتری را فراهم می کنند و ترمیم مراحل بعدی را تسهیل می کنند. علاوه بر این، در مقایسه با ایمپلنت‌هایی با سایر انواع اتصال، ایمپلنت‌های اتصال مورس تاپر پایداری بالاتر، تناسب بهتر در سطح اتصال و تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت کمتری دارند. با این حال، ذکر این نکته ضروری است که ایمپلنت‌های اتصال مورس تاپر هنوز محدودیت‌هایی دارند: جایگزینی ایمپلنت‌هایی با مخروطی کوچک دشوار است. تعیین اینکه آیا ایمپلنت های اتصال مورس تاپر بدون فیکس شدن به کمک پیچ کاملاً در جای خود قرار دارند یا خیر، دشوار است و روش قرار دادن ضربه زدن ممکن است برای بیماران مسن با استخوان ضعیف غیرقابل تحمل باشد. علاوه بر این، چندین ایمپلنت اتصال مورس تاپر به طور کامل از آلودگی میکروبی در سطح اتصال ایمپلنت-اباتمنت جلوگیری نکرده اند. بنابراین، بهبود عملکرد بالینی ایمپلنت های اتصال مورس تاپر و استفاده از مزایای آنها برای جلوگیری از آلودگی باکتریایی در رابط اتصال، یک جهت تحقیقاتی آینده است. به طور همزمان، آزمایشات بالینی طولانی مدت بیشتری برای بررسی عملکرد ایمپلنت های اتصال مورس تاپر مورد نیاز است.